حسن حسن زاده آملى

366

دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)

از مؤمنين و متّقين بود ؛ و يا ملاقات مىكند او را ملائكهء عذاب اگر از كفّار و منافقين بود . براى اشخاص اول درى از بهشت به رويشان گشوده مىگردد و براى دستهء دوم درى از جهنّم . حاصل كلام آنكه : اگر از سعداء است روحش مىرود در بساتين عالم ملكوت ، اين آيه كه مىفرمايد : رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَ اغْفِرْ لَنا « 1 » زبان حال او است . و آيهء شريفهء رَبَّنا أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً إِنَّا مُوقِنُونَ « 2 » . زبان حال دستهء دوّم است . پس به قوهء شرايع انبياء عظام عليهم السّلام كه به منزلهء قوهء ششم است براى روح شخص ميّت مىرساند او را از عالم عمل به عالم برزخ و در برزخ باز براى او حركت است و لكن به قوهء ديگرى كه نازل منزلهء قوهء هفتم است براى او تا برسد به عالمى كه فوق عالم برزخ واقع شده است . و به قوهء مناسب آن عالم كه به منزلهء قوهء هشتم است براى او از آن عالم هم ترقى مىكند و به قوهء نهم در معرض حساب واقع مىشود ، و به قوهء دهم مىرسد به معاد خود يعنى آن جهتى كه خداى تعالى خلق نمود آدم و اولاد او را ، أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ « 3 » . إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ « 4 » . اين است مفاد حديث شريف كه فرموده‌اند : خلقتم للبقاء لا للفناء . و يا مفاد حديث ديگر كه فرمود : خلقتم للابد و انّما تنتقلون من دار الى دار . مناسب اين مقام است كلام ملّاى رومى كه مىگويد : از جمادى مردم و نامى شدم * وز نما مردم به حيوان سرزدم مردم از حيوانى و آدم شدم * پس چه ترسم كى ز مردن كم شدم حملهء ديگر بميرم از بشر * تا بر آرم از ملايك بال و پر وز ملك هم بايدم جستن ز جو * كلّ شىء هالك الّا وجهه بار ديگر از ملك قربان شوم * آنچه اندر وهم نايد آن شوم

--> ( 1 ) - سورهء تحريم 66 - آيهء 8 . ( 2 ) - سورهء سجده 32 - آيهء 12 . ( 3 ) - سورهء شورى 42 - آيهء 53 . ( 4 ) - سورهء بقره 2 - آيهء 156 .